پارت هجده :

پالتو رو که تنم کرد روبروش ایستادم.
- تکلیف چیم رو میخوای معلوم کنی؟ من آدم نیستم؟ حق ندارم یکم خوش بگذرونم؟
- چرا... حق خوش گذروندن داری ولی حق نداری هر کوفتی رو بخوری و هر غلطی کنی... اون جمع و آدماش خطرناکن دلارام... خطرناک تر و وحشی تر از یه گرگ درنده
- مگه قراره باهاشون بجنگم که خطرناک باشن؟ تو چرا از سایه خودتم میترسی؟
- حرف مفت نزن دلی تو این جماعت حرومزاده رو نمیشناسی‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.