شدو به قلم ملیکا کمانی
پارت چهل و ششم :
- این پسره چشه تپش؟ از وقتی اومده تا الان نرفته.
با اشارهای که به مانیتور کرد؛ به خوبی فهمید که کیارزم هنوز دم در ایستاده است و آرش دارد به او طعنه میزند. اما این کنایه و این لفظ اصلا به مزاج دختر خوش نیامد که ابرو در هم کشید و همزمان با بستن زیپ کیف گیتارش گفت:
- اولا که این پسره اسم داره، اسمشم کیارزمه. دوما چندبار بگم؟ نگرانمه دیگه!
آرش اما نه به او حس خوبی داشت نه به این حمایت
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.
اسما
0الان دیگ مطمئن شدم قاتل دریا همین ارشه
۷ ماه پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نمیدوووونم اطلاعی ندارررم😌💜💋
۷ ماه پیشزهرا
0ارش همون دراکولاست شک ندارم تپش خنگ احمق عاشق کی شدی اهه
۱ سال پیشزینب
1پس حدسم درست بود آرش دراکولا خست چون گفت تو مورد قبلی و منظورش کاملا مشخصه که کدوم رو میگه همین که اعضای بدنش پیوند داداش شده که اسمش یادم رفته. ای قاتل زبون باز
۱ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
قاتل زبونباز عالی بود😂😂❤️❤️ نمیدونم کهههه اطلاعی ندارم👀😌
۱ سال پیشآذر
2آرش بدجور مشکوکه اصلا از همون اول داستان اینجوری بود. شاید آرش همون دراکولا باشه، هوم؟
۲ سال پیش
ملیکا کمانی | نویسنده رمان
نمیدووونم شاید👀😁
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الناز 27
0جا داره بگم خاک تو سرت کیا😒😒😒😒