آن سبو بشکست به قلم مریم جاری
پارت شانزده :
بعد از احوالپرسی به خواست او، گوشی را داخل سوییت چرخاند و پس از نشان دادن جزبهجز وسایل، به سراغ یخچال رفت.
انتظار خالی بودنش را میکشید اما با دیدن انبوهی از خوراکیها چشمانش برق زد.
فریزر پر بود از چند بسته گوشت و مرغ و شنیسل و ناگت؛ و یخچال هم از انواع کنسرو و تن ماهی و تخم مرغ، و چند بسته شکلات تلخ و تعدادی نوشیدنی الکلی و غیرالکلی چیده شده بود.
ظاهراً رستگار قصد داشت
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

میم
0چقدرم دلبری و خوش زبونی میکنه این پسر 💛