پارت سی :

دست روی سینه چلیپا کرد و نفس گرفت: همین هیتلری که برچسبش چسبوندی به ریش جمشید، تو عصر خودش یه ابر قدرت بود. کلی یهود بی گناه و گناهکار رو نابود کرد. عاقبتش چی شد؟ خودکشی. یه سری آدما هنوزم که هنوزه بهش پر و بال می دن و خودکشیش رو پای شجاعت می ذارن اما من معتقدم اون ترسید. چون دیگه متحدی نداشت. مثل یه ترسو عمل کرد. جمشید هم لنگۀ اونه. قدرتش تا زمانیه که ما اطرافش وفادارانه پر می کنیم. مطمئن باØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • همتا

    1

    حامی ترسناک نشو خب؟

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😂

    ۲ سال پیش
  • لی‌لی

    1

    چقدر صمیمیت پاک بین این دو تا رو دوست دارم😍

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😊🌸

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    1

    به قول نویسنده چقدر پسرم آقاست

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    عزیزم

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    عاشقشم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    🌸❤

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    1

    حامی بهش نمی خورد انقدرمنطقی باشه وبا سیاست

    ۳ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    بچه‌م آقاااااست😍

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️