پارت چهارم :

آهسته در خونه رو باز می کنم و داخل میشم.کفشهای پاشنه بلندم رو با پاپوشهای خرسی دوست داشتنی ام عوض می کنم.خونه تاریک تاریکه.همیشه تاریک بود و من از تاریکی به نور خونه ی خاله نیلو پناه می بردم.اما جدیدا اونجا با اینکه همیشه روشنه اما برای من مثل جهنم ت ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!