پارت دوم

زمان ارسال : ۱۱۱ روز پیش

_ بیا بریم یه چیزی بخوریم ، خودم نوکرتم سر ساعت خونه ایی .

ایستادم .

استرس سراسر روح و روانم را درگیر خودش کرده بود .

_ نه ... نمیدونی توی چه دردسری می افتم ...باید برگردم .

از نگاهم انگار همه چیز را خواند .نفسش را محکم بی ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید