پارت صد و سی و پنجم :

_بازش نمی‌کنیم. می‌ندازیم دور!
آرسین این را گفت و بسته را برداشت که صدای تانیا را شنید.
_اونم می‌خواد تو بری بیرون. می‌دونه بسته رو داخل نمیاری. این کار رو نکن آرسین!
آرسین لحظه‌ای در جایش توقف کرد. مستاصل نگاهی به محیط آرام بیرون از خانه انداخت و نگاهی دیگر به بسته‌ی میان دستانش. طول و عرضش بیشتر از چهل سانت نبود. چه چیز می‌توانست در آن فضا قرار بگیرد؟
_زیرش!
با جیغ خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایه

    1

    همچین سرنوشتی برایه لیا تصور نمیکردم.اما جالبه تاالان

    ۱ سال پیش
کپی شد!