شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت شصت و نهم :
دستانم را محکم ول کرد و بدون این که نگاهش کنم فقط به زمین خیره شدم.
سکوت سنگینی پابرجا شد جفت دستانش را محکم به میز کوبید و سرش خم بود و فکر می کرد.
طولی نکشید که آرام سرش را بالا آورد و با صدای دو رگه ی خش داری گفت:
-بسه تمام مسخره بازیاتون...وقتشه یکم خطر کنیم.
دستش را دراز کرد بطری برداشت و کنار میز ایستاد و در حالیکه در بطری نوشابه را باز می کرد گفت:
-می خواستم حق انتخاب
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مبینا
1حدیثی می خوام تشکر کنم ازت ک رمان ب این قشنگی رو بهمون هدیه دادی، ما در جبرانش کلی ازت حمایت میکنیم و پشتتیم همینجوری ادامه بدهههه😍💗
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیزدددلم🥺❤️
۲ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی حدیث جونم مثل همیشه گل کاشتی ❤️❤️
۲ سال پیشH
1چرا آنقدر فرید رو مخه
۲ سال پیشمریم
0پارتای وی آی پی خوندم خیلی گریه کردم :))) اینقدر دوسش دارم که هم پارتای قدیمی اینجا رو میخونم هم هر روز منتظر پارتای وی آی پیم
۲ سال پیشهستی
0عالیه عالی من با رمانت زندگی میکنم حدیث جون ما خودمون واست کافیم طرفدارای پروپا قرصت همیشه هستند ادامه بده رمانت و که هر لحظه هیجانی تر میشه اگه ادامه ندی ما از کنجکاوی خواهیم مرد🙃با انرژی تر از
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیز دلمم🥺♥️
۲ سال پیشهستی
0با انرژی تر از همیشه ادامه بده عزیزم ما همیشه همراهتیم💗💗😻
۲ سال پیشفاطمه
2مگه اول رمان نگفتید ک سام و فرید برادر ناتنی بودن؟
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
برادر تنی بودن اشتباه تایپی شده حتما
۲ سال پیششبنم
0همینطور ادامه بده ما پشتتیم و هواتو داریم تو با استعداد ترین کسی هستی که دیدم و قامت عالیه عزیزم🥰😘
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیزدلم اشک توی چشمام جمع شد🥺❤️
۲ سال پیششبنم
0حدیث تو فوق العاده ترین نویسنده ای هستی که دیدم. با رمانات زندگی میکنم باهاشون میخندم و گریه میکنم خیلی روی من تاثیر گذاشتی و همه ی رمانات رو خوندم یکی از یکی قشنگ تر و عالی تر فقط خواستم بگم همینطور
۲ سال پیشفاطمه ❤️
0واقعاً عالی غیر قابل پیش بینی👏👏
۲ سال پیش♧◇♡♤
2حدیثی این پارت چرا انقدر کوتاه بود ؟اما باز هم فوق العاده بود 😍یوقت نوشتن رمان رو متوقف نکنیا،به جان سارا ما افسرده میشیم،قوی ادامه بده❤️.
۲ سال پیشمبینا
0داره هیجان انگیز میشههه🤝
۲ سال پیشهیوا
0عالییی قلمت واقعا جای تحسین داره حدیث جان
۲ سال پیشلیلی
0وایییی واقعا غیر قابل پیش بینیه...اصلا نمیشه حدس زد ادامه اش چی میشه ولی واقعا رمان عالیه و خیلی حال میکنم باهاش عزیزم خسته نباشی💛🔥
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بهار
4چرا الیسا فراموش کرد که دوستاش چه بلایی سرش اوردن؟