شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت شصت و هشتم :
وای انگار هانتر باروت بود و فرید کبریتی زیر او کشید. جوری آتش گرفت که با جفت دست هایش یقه ی فرید را محکم گرفت و کشید و روی زمین انداخت. خم شد و اولین مشت را محکم توی پوزش کوبید.
سارا با چشم هایی گرد شده سمتم جیغی کشید:
-یه کاری کن الیسا تروخدا جلوش رو بگیر.
با صدای سارا تکانی خوردم و به خودم آمدم. از روی صندلی یکهو بلند شدم و نفس زنان نگاهی به وضعیتی که توی آن بودیم انداختم تما
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
FoZoL
2جوووون 😐😂
۲ سال پیشH
4الیسا احمق و فرید سارا دشمنت تو هستن نه دوستت
۲ سال پیش♧◇♡♤
6حدیثی من الان با ذهن منحرفم چیکار کنم که درمورد تنبیه چیز های خوبی به ذهنم نمیاد 💔حالا خدا کنه بر عکس تصورات ما دربیاد و مثلا چند روز بهش آب و غذا نده (هرچند ما اولیه رو بیشتر دوست داریم😈)
۲ سال پیشمهلا
0محشره ؛)
۲ سال پیششماره شیش سابق
0هانی کماندو نویسنده ی عزیز رمانت عالیییییهههه من بخاطر رمان تو میام تو برنامه و از این که همچین اثر زیبایی رو رایگان تقدیم نگاهمون میکنی خیلی ازت ممنونم🙃
۲ سال پیشرونیا
2وایی اولش خیلی رومانتیک بود بعدش نه ولی میشه اون الیسا رو یکم عاشق کنی ممنون میشم
۲ سال پیشسمیه
1خیلی رمان خفنی هست ممنون حدیث جون 🥰🥰
۲ سال پیشفاطمه
3لحظه ای رمانتیک دوباره انتقام جوی شد اخ این چه عشقی هست 😳 حالا پارات بعد تنبیه الیسا چیه؟ 🤔
۲ سال پیشZahra
1وری نایسس 😂ذهنیتتو خیلی دوس دارم 😍😍😌
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍🤍
۲ سال پیشR
1رمان میخوام شکار او خمار خمارم😭😂🍄
۲ سال پیشزیبا
1😂😂😂
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂یک عدد معتاد رمان شکار او
۲ سال پیشزیبا
1به به عجب رمانیه همش گوشته (فوقالعاده )😂😂🤣😍
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂❤️
۲ سال پیششیما
1هرچی به مخم فشار میارم بعدشو بفهمم بیشتر مغزم رگ به رگ میشه عالیه
۲ سال پیشMasome
1دقیقاً
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشرها
1جای حرفی نیست ✨
۲ سال پیشمریم
1عالی بود.مثل همیشه ممنون
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

حنانه
7بیچاره الیسا بین این کثا فتا گیر افتاده از یه طرف ارن ازون طرفم دوستای مزخرفش درکل خیلی رمان جذابیه