تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت سی و دوم :
تأییدِ سوالات بردیا نه تنها برایم مشکل بود بلکه جواب دادن به این پرسش، سخت مرا رنجیده خاطر میکرد.
چهگونه از عداوتی میگفتم که حتی گفتنش، شرمسارم میکرد؟
چهگونه تمام ماجرا را مو به مو، رج به رج برایش میبافتم و ذرّهای بیتاب نمیشدم؟
چهگونه از نیرنگی میگفتم که همخون من، معتمد من اینگونه پلیدانه نقشهاش را کشیده بود؟
سخت بود و عذابش تنها، مرا میسوزانØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
اومیدوارم تا آخر برات عالی باشه و از خوندنش لذت ببری گل🌹✨
۲ سال پیشAa
0ممنون عالی بود خسته نباشید🌷☘️🌷
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم، مرسی از نگاه پرمحبت شما🌸
۲ سال پیشلیلی
0این داوین باتعریف قیافش بازاعصاب منو کاموایی کرد😵 💫
۲ سال پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
چرا؟ 🤣🙁
۲ سال پیشمریم
0ای بابا🫨
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هدی
0عالیییی دست طلا