پارت دوازده :


سورن به دیوارِ آجری مقابل مغازه تکیه داده بود و به نوارهای زرد رنگی نگاه می‌کرد که به دور محل جنایت بسته بودند. مردی داشت جسد را بررسی می‌کرد. کسی یادداشت می‌نوشت... شخصی عکس برداری می‌کرد و دیگری کروکی صحنه‌ی جرم را می‌کشید.
مردم هنوز هم متفرق نشده بودند و عده‌ای از ماموران مدام تلاش می‌کردند آن‌ها را از محل دور کنند. وقتی یکی از ماموران بی‌سیم به دست به مرکز گزارش داد که هو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    0

    وای خدا این سورنو ببینم چه فیلمی برا مامور بازی کرد🗿😂خدا لعنتت کنه منوچهر چقد آدم لجنیِ خیلی ازش بدم میاد خدا از ریشه نابودشان کنه زدن زندگی سهند خراب کردن

    ۳ ماه پیش
  • یاس

    0

    وااااای عجب داستانیههههه.قلمتون عالیه خانم دریکوندی...ماشاالله. سورن چشه؟ توهمیه؟ گنا داره

    ۶ ماه پیش
  • شیما

    0

    کاش سورن بازیگر می شد مطمئنم که کلی جایزه می برد

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    خب خب مادر نسل دیگه ی سورن کیه؟!!😉

    ۶ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    0

    چقدر یه آدم می تونه کثیف باشه که بچه ی خودشم شست و شو مغزی بده و اون رو وارد این لجن بکنه

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    2

    از پدرش بدم اومد زندگی این همه آدم خراب نابود میشه اونوقت این می خنده همه آدم ها خانواده دارند

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    چقد دلم میخواد سرشونو بکنم

    ۹ ماه پیش
  • Asal

    0

    عالی شد ونداد عزیز گل کاشت به همراه سورن ولی سورن عجب بازی کرد جلوی مامور این باید بازیگر میشد نه مافیا هر چی جلوتر میره ترسناک تر میشن این خانواده یه فضولی ساده پشت شیشه کارو به کجا رسوند🙃🙃🥲

    ۱۰ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میعاد مدام سهند رو نابود می‌کرد 🙁

    ۱۰ ماه پیش
  • حدیث

    0

    بابا این سوزن رو یه تست بازیگری بفرستین! استعدادش داره اینجا تلف میشه😂 بیچاره ستایش! دلم براش میسوزه☹️

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوووووه انقدر این استعداد بازیگریش رو ببینی....

    ۱ سال پیش
  • asall

    0

    چه میکنه این بازیکن(سورن) ی اشتباه سهند باعث شد همشون تاوان بدن از ونداد بگیر تا ستایش بیچاره ولی ونداد به اندازه خودش مقصر بود. منوچهر شیطان صفت

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مثل دومینو همه به همدیگه وصل هستن🥲

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    0

    (سورن) ببخشید اشتباه شد

    ۱ سال پیش
  • Negin

    1

    منوچهر چرا هی میخنده مثل یه فیلم طنز ببینی کشتن یه آدم اینقدر براش لذت بخش

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منوچهرخان با خون تغذیه می‌کنه🤷🏻

    ۱ سال پیش
  • آیرین

    0

    منوچهر چقدر ادم رومخی مثلا داره مرگ یک ادم می بینه راحت می خنده😐

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عادت داره

    ۱ سال پیش
  • خاتون

    0

    از شخصیت پدر سورن و سورن متنفرم

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خب متاسفانه شخصیت های اصلی این رمان هستن و همینقدر هم خلافکار و پر از. مشکلات روحی پس فکر نمی‌کنم با این اوصاف کلا رمان مورد پسند شما باشه🤗

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    0

    خداوکیلی قلمت حرف نداره ❤️😶😘😍

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۱ سال پیش
کپی شد!