پارت پنجاه و سوم :
با شنیدن نام احسان، اخمهایم به سرعت درهم تنید.
حرفش را اصلاح کردم و گفتم:
- همسر سابقش... کارتونو بفرمایید؟
متعجب پرسید:
- طلاق گرفتید؟ به خاطر اعتیادش طلاق گرفتید؟
متوجه نمیشدم هدف این مرد از این سوالهای بیربط دقیقا چه بود.
بی توجه به او، وسایلم را برداشتم و در ماشین را بستم، حین فشردن دکمه ریموت جواب دادم:
- فکر نمیکنم به شما ربطی داشته باشه.
خواستم
لطفا صبر کنید...

مریم گلی
1بیچاره سهیلا ،بازیچه دست چند نفر شد ،نه از بخت اولش شانس آورد ،نه از بخت دومش ،ممنونم نویسنده جان