پارت هشتاد و هفتم :

مسافرت آن چهار نفر همان‌طور که به غیرقابل پیش‌بینی‌ترین شکل ممکن پا گرفت به غیر قابل پیشبینی‌ترین شکل ممکن هم ادامه یافت و پایان یافت. مثلا چه کسی فکرش را می‌کرد که آقا خشایار آهنگی به سبک رپ که سلیقه‌ی ارغوان بود را گوش بدهد و با صدای بلند در ماشین بخواند؟ چه کسی فکر می‌کرد در آن استراحت کوتاه بین راه پس از اینکه چایی‌اش را نوشید گلوله‌ای بزرگ برف در دست بگیرد و نوبتی دنبال آن سه نÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    حالا چرا اونی که اسمش معصومه هست باید مریض روحی باشه و بی احساس!!!! شما رو اسامی منظوری دارین؟!

    ۲ سال پیش
  • میلاد سرداری | نویسنده رمان

    یعنی کسی که اسمش عربیه نمی‌تونه مریض روحی باشه؟ واقعا از این طرز فکرتون خجالت نمی‌کشید؟ جعفر اسم یکی از شخصیت‌ها مثبت این رمانه، چرا در مورد اون نمی‌گید رو اسامی منظور دارید؟

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    به عنوان مخاطب ازتون سوال پرسیدم!!!!! خاستم با طرز فکر شما آشناشم! چرا باید خجالت بکشم!!! ما آدم ها رسالتی تو جامعه داریم. بخصوص نویسنده ها و افرادی که مخاطب زیادی و دارن میتونن تاثیرات زیادی بزارن

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    1

    ممنونم ❤️ 🔥

    ۲ سال پیش
  • یه ادم

    1

    این پارتم عالی

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    حالا اگه بفهمه خشی مرده چیکار میکنه🥲

    ۲ سال پیش
  • یه ادم

    0

    خشی که هنوز نمرده خاهر🤣 چرا نفوس بد میزنی عه

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    1

    ممنون ⚘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️