پارت چهل و نهم :


دختر مات می‌ماند در صورت غمگین پسر.؛کوروش دست پیش می‌برد و آرام با سر انگشتش قطره‌ی اشک را از گوشه‌ی چشم مهرآیین می‌گیرد؛خیره در چشمان آهووش او ادامه می‌دهد:می خوام برام یه نقاشی بکشی.البته وقتی خوب شدی.
چند روز است اتاقش بوی کاغذ می‌دهد و صدای زیبای کشیدن شدن مداد روی آن و سیاه قلم روحش را جلا می‌دهد.طرحی را که کوروش داده می‌کشد و یواشکی طرحی از کوروش؛ اما آنطور که در خواب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ملیحه

    1

    زیباست

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از نظرتون

    ۲ سال پیش
  • رویا

    2

    رمانتون و دنبال میکنم و بشدت زیباست موفق باشی نویسنده❤️🥲

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون که با صبر و شکیبایی همراه من هستین

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    1

    عالی بسیارزیبا وهیجان انگیز(زندگی جاریست)👌👌

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ❤️

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    ممنون زیبا بود🌼🌸🌼

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون

    ۲ سال پیش
کپی شد!