پارت صد و چهل و پنجم :

نیشش رو باز کرد.
- خوشت اومده ازش نه؟ همش دارین پیام می‌دین به هم!
کف دستم رو روی صورتش که سرش رو نزدیک آورده بود گذاشتم و عقب دادم.
- کی پیامک بازی کردیم دقیقا؟
با چشم‌های شیطون به گوشیم اشاره کرد.
کلافه گفتم: نیان ببند! میگه بیا ببینمت!
بالشت رو جلوی دهنش گرفت و جیغ خفه‌ای زد.
- واییی پس اون خوشش اومده، دیروز دیدم اونجوری با پیمان برخورد کرد.
بعد محکم هلم داد.
-

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • zahra

    3

    چرادیگه پارت ندارییییییم:/(

    ۲ سال پیش
  • النا

    1

    یکی پیمان رو خفه کنه ممنون

    ۲ سال پیش
کپی شد!