شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت شصت و یک :
از روی زمین بلند شدم و کنار پنجره ایستادم. سپیده دم توی آسمان تاریک نمایان شد. خیره به ابرهای تیره با بهت لب زدم:
-بازنده ی بازی بعد، منم!
من اون کسی بودم که خیانت کرد به نون و نمکی که خورد. طلوع آفتاب نزدیک بود و صدای آژیر های پنجره بلند شد و لایه ی فلزی محافظ خانه در مقابل آفتاب آرام آرام پایین آمد.
خودکار بود و هر صبح در ساعت معین کرکرهش پایین می آمد. حالا می فهمیدم چرا صدای آÚ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
3مقصر آلیسا است که نهال یا نور رو برد توی پارتی بعد هم دوباره نرفت دنبالش مقصر بعدی نهال بود که ترک نکرد و به مامان بزرگش نگفت و به ادامه کشیدن ادامه داد آلیسا نباید از اون خونه می رفت
۲ سال پیشانیس
2مقصر اصل الیساست واقعا یه دختر بچه ای که تا حالا ممنوع بوده رفتنش به همچین جاهایی وقتی پاشو تو همیچین مکان هایی بذاره معلومه هزار جور بلا سرش میاد. چون میخوان از هر چیزی سر در بیارن و نمیدونن آخرش چی در انتظاره .کنجکاوی .
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
دقیقا نکته همینه
۲ سال پیشای لاو هانتر
3من از همون اول طرفدار هانتر بودم.... نمیدونم چرا همه طرفدار الیساعن درحالیکه الیسا گناهکار اصلی بود... هر بلایی که هانتر سرش میاره حقشه
۲ سال پیشFoZoL
8ب هیچ عنوان ب هانتر حق نمیدم اون باید خد خواهرشو مقصر بدونه ک مث بچه ها اینجوری وا داد وقتی الیسا تو مهمونی بش گف احمق نباشه نباید عین کودنا خجالت میکشید از نصیحت شدن عاقا من اعتراض دارم 😐😂
۲ سال پیشای لاو هانتر
2اتفاقا من همه ی حقو به هانتر میدم... الیسا اصلا و ابدا حق نداشت یه نوجوون پونزده ساله رو به همچین کصافتی میبرد که روز و حالش اینجوری بشه... هر بلایی سرش میاد حقشه
۲ سال پیشنشمین
2حدیث جون خیلی عالی نوشتی .قلبم درد گرفت برای آرن و نهال.الیسا نباید این اشتباه و میکرد ک ی نوجوان ساده و همراه خودش ب این جور جاها ببره و ب حال خودش ولش کنه بعدهم هیچ کاری براش نکنه و ولش کنه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
خوشحالم درس رمان رو گرفتین🫠♥️
۲ سال پیشAsal
0عالی
۲ سال پیشهمون شماره شیش سابق
2اهنگ...تریاک
۲ سال پیشKowsar
1چجوری آدما میتونن انقدر حماقت به خرج بدن و زندگیه یک رو نفر رو نابود کنن!!🫠😓😕
۲ سال پیشطهورا
0عالییی💖🤍 حدیث جون مگه نگفتی بعد امتحانا روزای پارت گذاریو بیشتر میکنی پس چی شد😕
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
چهارشنبه اضافه شد دیگه
۲ سال پیشطهورا
0فک کنم گفتی پارت گذاری هر روز هفته میشه
۲ سال پیش...
1حالا درسته خیلی احتمال دارە کە نهال همون نور باشە ولی احتمال اینکه نباشه هم وجود داره اگر الیسا قاتل نور بود قطعا آرن موقع ناراحتیش اونطوری اونو بغل نمیکرد شاید حتی همون موقع میکشتش!
۲ سال پیش...
0مطمئن باش نهال نور نیست،چون اگه بود هانتر تا الان هزار بار خرخره اش رو جوییده بود.خواهر کوچولوش رو معتاد کنه بعد از دست هانتر جون سالم به در ببره؟تازه هانتر عاشقش هم بشه؟برو بینیم بابا
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂
۲ سال پیش*_*
0آخ آخ الیسا خیلی شانس اورده تا الان 😳🙄
۲ سال پیشZarnaz
0یعنی نور همون نهاله واقعا 😮عالی بود مرسی حدیث جونم ❤️💋
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
شاید
۲ سال پیشریحون
0هیجان، هیجان، هیجان🫣 اولین گناهه الیسا هم معلوم شد البته حق داشت فرار کنه شاید بشه گفت دیه کاری ساخته نبود باید از اولم به پارتی نمیبرد نهالوو
۲ سال پیشH
0به نظرم الیسا وقتی اولین بار دید اینطوری شده باید بیشتر حواسش می بود و بعدش به یه دکتر مراجعه میکرد که بدونه حداقل باید چیکار کنه از اون بدتر دختر رو ولش کرد و اون جا رو ترک کرد
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
خب میموندی کمک اش میکردی 😐 میبردی اش مشاوره ،تَرک... بچه رو با یه پدوفیل ول کردی به امون خدا... چه قدر احمقی تو دختر 🤦🏻 ♀️ واقعا این 5 نفر هر بلایی سرشدن بیاد حقشونه ،آره واقعا همون چوب خداست که به صدا در اومده.