پارت ششم :


کاغذ را توی دستش مچاله کرد.
اگر دوربین‌های مداربسته باشگاه را برای آن لحظه از کار نیانداخته بودند؛ قطعا که مسئله به راحتی حل می‌شد!
وقتی همایونفرها شخصا دست به کار می‌شدند، نباید هیچ ردی به جا بماند... نه یک فیلم و نه چیز دیگر!
نمی‌خواست جنجال کند و پدرش موضوع را بفهمد.
پس خیلی خونسرد به طرف حمام رفت تا دوش صبحگاهی‌اش را بگیرد.
لباس‌هایش کف زمین ریخته بودند.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بنفش علی

    1

    یعنی به نظر من تنها کسی که دور ور سورن سالم و زنده موند همین جلااااالیییی بود😂💔

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    میعاد آخ میعاد خدا لعنتت کنه فقط دوس دارم با پتک بزنم تو سرش هوفف🤦 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    وای تو دومینو سهند همش میگفت یه چیزی ازشون بلدم این بوده وای اصلا فکرشم نمیکردم سهند باشه

    ۳ ماه پیش
  • دینا

    1

    یعنی هرچی درمیاد زیر سر میعاد درمیاد خب ببند در اون گاله روووو

    ۶ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    0

    اخ سهند تو چقدر ساده ای در برابر این قوم عجیب و غریب

    ۶ ماه پیش
  • محدثه

    0

    یعنی این دعوارو اول خود سهند شروع کرده بود؟

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    ادم چهارتا از این داداشا داشته باشه دشمن نمیخواد😂

    ۹ ماه پیش
  • Asal

    1

    کاش داداش کوچیکا اونقدر خرابکاری نکن به خاطر خداااا 😑🙃 مگه میشه بیای لو بدی بری دهنت سرویس میعاد

    ۱۰ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلا نقش خرابکار رو داره این بچه

    ۱۰ ماه پیش
  • asall

    0

    میعاد کم عقل😂😂 داداششو به چخ داد

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلا نقشش توی رمان همینه... میاد یه گندی می‌زنه و میره😂

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • رویا

    0

    سبک نوشتن شونو خیلی دوست دارم بسیار عالی

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها دوست داشته باشی😍💚

    ۱ سال پیش
  • ستایش

    0

    جوری که با خوندن این پارت و فهمیدن اینکه سهند بوده کل رمان دومینو اومد جلو چشمام....

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها از این رمان لذت ببری💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • خداوندگارا

    1

    چرا میعاد باید همیشه گند بزنه به زندگی سهند؟

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون داداش احمقیه

    ۱ سال پیش
  • Negin

    0

    کلا هر پارتش آدم وادار میکنه ادامه بخونه همینجوری گفتم پیش بینی نشدنی این رمان ایول دمت گرم

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی🥰💚

    ۱ سال پیش
  • محیا

    0

    فکر کنم فقط من اینجا سهند نمی شناسم نگرانش نیستم برا سورن خوشحالم😂😂

    ۱ سال پیش
  • عارفه

    1

    عالی بود و خیلی جالب

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۱ سال پیش
کپی شد!