پارت هفتاد و نهم :

_ می دونم عشقم. تو دختر شجاعی هستی. همین جسارت و نترس بودنته که منو شیفته ت کرده.
وصال پوزخند زد: سعی نکن با چرب زبونی گولم بزنی. من تو رو از بَرَم. شیفتگیتم نگه دار واسه عروسکای رنگارنگت. علاقۀ تو از فعالیت هورمونات نشأت می گیره نه از عشق. نگرانم با فعالیت زیادت از پا بیفتی.
دامیار در جواب طعنۀ او، رکیک جواب داد: نترس. به خاطر تواَم شده سرپا می مونم.
وصال آنی گر گرفت. مشت بی هوایش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️