پارت دویست و شانزده :

-نه. قراره با دوست دخترش بیاد. دختره هم افاده‌ای، بفهمه سپهر حتی دوستی داره که پی‌کی سواره، با سپهر کات می‌کنه. چه برسه به این‌که سپهر با پی‌کی بره دنبال دختره!
با خنده سری به افسوس چرخاندم. ماشین را از در پارکینگ بیرون برد. آرنجم را به پنجره تکیه زدم و پرسیدم:
-چجوری با سپهر آشنا شدی؟ اصلاً چجوری فهمید تو خوناشامی؟
دنده را به سختی جا زد و صدای موتور زننده‌تر به گوش رسید. خیره

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    چقدر این اهورا با حاله ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
کپی شد!