پارت دویست و هشتم :

اخم‌های درهمش نشان می‌داد که سخت درگیر حرف‌های من است. زهرخند زدم، سری به افسوس چرخاندم و خواستم چیزی بگویم که با تغیر جواب داد:
-اون لحظه فقط به این فکر می‌کردم که حق یک دختر دوازده ساله مردن نیست. حقش زنده موندن و زندگی کردنه! دویست سال تموم تو بیمارستان‌ها شاهد مرگ افراد زیادی بودم، ولی هیچ کدومش به اندازه‌ی مرگِ گیلدای دوازده ساله من رو متاثر نکرد. من برای این‌که قلب آرتمیس رو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!