پارت دویست و پنجم :

درست در آن گیر و دار، سر و صدای درگیری از بیرون به گوش رسید. ناگهان هیاهویی به گوش رسید. انگار بیرون از اتاق جنگ به پا شده بود. هم فریاد مردهایی که بیرون از اتاق حضور داشتند، شنیده می‌شد، هم صدای شلیک گلوله و گاهاً ندای "کمک کمک"
بزاق گلویم را پرصدا قورت دادم. فقط خدا می‌دانست چه چیزی بیرون از اتاق بود که این‌طور اسباب رعب و وحشتِ آن مردها را فراهم آورده بود.
ناگهان کلِ ساختمان را س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!