پارت صد و هفده :

زندگی سخت نیست، تلخ نیست!
همچون نت های موسیقی، بالا و پایین دارد.
گاهی آرام و دل نواز و گاهی سخت و خشن
گاهی شاد و رقص آور گاهی پر از غم!
زندگی شیرینست باید احساسش کرد!

زندگی هیچ وقت به شکلی که من میخواستم پیش نرفت.ازدواج من با حامد هیچ شباهتی با ازدواج سابقم داشت.از علاقه بیمارگونه من به ایمان در این زندگی خبری نبود ولی آرامشم را در کنار کسی که ذره ذره علاقه اش را در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    چرااا پایان اخه خیلیی نامردی خیلی وقته پارتگذاری نداشتی ما حرفی زدیم حالام که پارت گذاشتی تهش نوشتی پایان 😩😠

    ۲ سال پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام رمان برای چاپ به نشر تحویل داده شده و فصل انتهایی تغییر کرد.پس از چاپ کتاب دو فصل به انتهای رمان اضافه می‌شود

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    سلام نفهمیدم یعنی فصل دوم میخوای بنویسی بزاری براش والان این فصل اولش داره چاپ میشه برا همین ادامش ندادی درسته؟؟

    ۲ سال پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    سلام بله

    ۲ سال پیش
کپی شد!