تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت بیست و چهارم :
غزل تا مخالفت و ترس مرا از رفتن به تهران شنید، بهسرعت سعی کرد آنهمه تشویشی که درونم رویانده بود را از ریشه، قطع کند.
- مهرو من یه ساعت پیش داشتم برای دیوار حرف میزدم؟ اگه نفس پاشا قطع بشه میخوای چیکار کنی هان؟ با پلیسا بشینید دور هم وسط خرمای مراسم ختم پاشا گردو بذارید؟ یکم عاقل باش مهرو خیلی داری برای رفتن پافشاری میکنی!
طرهای از گیسوان پریشانم بهناگه از زیر بافت شل
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

لیلی
0مهروکجازندگی میکنه