پارت نود و ششم :





آدرس نیم‌بندی از محل کار یاسمین داشت. ۴ سال پیش وارد آن شرکت شد و از کارش راضی بود. می‌دانست بهش زنگ بزند، با چرب‌زبانی زیر زبانش را می‌کشد. همانطور هم یا قانعش می‌کند یا دست‌به‌سرش. خیلی کارهای او از نظرش بچه‌گانه یا عجولانه بود. برخی‌شان را هم لوس‌بازی می‌خواند بس که همه بهش توجه می‌کردند. مشکل حالِ حاضرش را نمی‌دانست چگونه تعبیر کند. اما به حرف زدن با کسی متفاو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️