پارت نود و هفتم :

افرا بیشتر ساکت بود و حرف‌هایش در حد یک یا دو کلمه بود. عضلاتش ضعیف شده و به‌سختی تکان می‌خورد و جابه‌جا می‌شد. دکتر که نگرانی را در چهره‌ی طاها دید، گفت: نگران نباشید. این علائم کاملا طبیعیه و بعد از مدتی خوب میشه.
- می‌دونم اما به‌خاطر مادرش نگرانم. دلم می‌خواست به ساغر از افرا بگم، همو ببینن، ولی اینجوری نمیشه. افرا یه حالتی داره رفتارش انگار شوکه یا افسرده‌اس!
دکتر که از Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    طاها نباید بالیلی ازدواج میکرد،لیلی خودکشیش هم تقلبی بوده ،سمانه اگه میخوادحال فرحان خوب بشه نباید مخالف باشه ،افرا که گناهی نداره نبایدبرای پدری که نه توزندگیش بوده نه پدری کرده مجازات بشه

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    با اینکه بیشتر شاه بابا با اون شرطو وشروطش باعث طمع بین فرزندانش شد ،طاها اگه عاشق واقعی بود نباید زیر یوغ ازدواج با لیلی میرفت این وسط ساغرو افرا از همه بی گناه تر بودن که گیر هاتف ونایب افتادن ممنون

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️