مارپیچ به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت نود و هفتم :
افرا بیشتر ساکت بود و حرفهایش در حد یک یا دو کلمه بود. عضلاتش ضعیف شده و بهسختی تکان میخورد و جابهجا میشد. دکتر که نگرانی را در چهرهی طاها دید، گفت: نگران نباشید. این علائم کاملا طبیعیه و بعد از مدتی خوب میشه.
- میدونم اما بهخاطر مادرش نگرانم. دلم میخواست به ساغر از افرا بگم، همو ببینن، ولی اینجوری نمیشه. افرا یه حالتی داره رفتارش انگار شوکه یا افسردهاس!
دکتر که از Ù
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

م
0طاها نباید بالیلی ازدواج میکرد،لیلی خودکشیش هم تقلبی بوده ،سمانه اگه میخوادحال فرحان خوب بشه نباید مخالف باشه ،افرا که گناهی نداره نبایدبرای پدری که نه توزندگیش بوده نه پدری کرده مجازات بشه