پارت ده :
هردو آهسته از جا برخاستند. نیما لبخند ملایمی بر لب داشت و حین اینکه نزدیک میشد، با آرش احوالپرسی کرد. مهوا متبسم گفت: معرفی میکنم. آقانیما دوست خانوادگی و همسایهمون، آرشجان از همکارای قدیمی هستن و شاید هم در آیندهای نزدیک نامزدم.
لبخند ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

گیسو کمند
0عالی بینظیر