ماتیلدا به قلم حانیه باصری
پارت پنجاه و نهم :
سوار ماشین شدیم و چمدون هامون رو گذاشتن صندق عقب.
منو فلورا کنار هم نشسته بودیم و شایان و حامی هم روبه رومون بودن.
فلورا یه تیشرت سفید پوشیده بود با شلوار مام خاکستری و موهاشو بافته بود و یه سمت شونه اش انداخته بود.
اولین بار که از اون تیپ رسمی در اومده بود و به اصطلاح اسپورت پوشیده بود.
احساس میکردم یکم معذب شده چون هی آستین تیشترش رو میکشه پایین.
چهار نفری از شیشه م
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zarnaz
0وایییی عالیییی لئون به ماتیلدامون خیلی میاد دوتاشون خفنن😍😍
۲ سال پیشآمینا
4ماتیلدا دلال ازدواج هم شده😅😅😅بیچاره شایان تک و تنها مونده اون وسط🥲🥲
۲ سال پیشنیلوفر ابی
0داره به آرزوشون نمیرسه اما براش گرون تموم شده ممکنه این وسط بین لئون وماتیلدا احساسی پیش بیاد ممنون عالی بود خسته نباشید
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

R
1ای بابا😂😔🤭