پارت پنجاه و ششم :

نازخاتون
آب رفته را نمی‌توان به جوی بازگرداند، آبروی ریخته را نمی‌توان جمع کرد و مُرده هرگز، حداقل در این دنیا، زنده نمی‌شود. در زندگی من، فقط طوبا نمرد. همه چیز مرد، اول خانه عشقم خراب شد، بعد مردی که دوستش داشتم در نظرم محو شد و بعد هوویی که مدت‌ها از او متنفر بودم.
روزگاری سیاه‌تر از آن روزگار ممکن نبود. عزتی مثل دیوانه‌ها شده بود. عمه کاملا فرسود و نابود شد و من، سعی می‌کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    چه تلخ... چرا انقدر واقعیه؟ این رمان واقعیت داره؟ جواب ندید دیگه رو پارت ها نظر نمیذارم وقتم نره...

    ۷ ماه پیش
کپی شد!