پارت هفتاد و سوم :

پای شیر آب خم شد و شلینگ آب را نزدیک دهان برد. کمی آب نوشید و نگاهش به ورود ماشین حامی به باغ و پارک شدنش باریک شد. سر شیر را کمی چرخاند. فشار آب زیاد شد و خبیثانه لبخند زد. انگشت شستش را لب شلینگ گرفت؛ با فشار آب روی گل ها پاشید و گلبرگ های با طراوت و
برگ های سبزشان را به رقص وا داشت. لحن خوش و سرزنده حامی نگاه به ظاهر بی خیالش را بالا کشید: پری کوچک جنگلی چه طوره؟ رسیدن به خیر فرفری. چه عجب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️