پارت صد و سی و یک :

بالاخره سپهر را دیدند. پسر جوانی که شاداب و سرحال به نظر می‌رسید. آرسین گفته بود که پدرش آمریکایی، مادرش ایرانی و رفیق نزدیک یکی از دوستانش است. به هر دو زبان مسلط بود و وقتی آرسین به انگلیسی جوابش را داد، خندید و با لهجه‌ی مخصوص به خود، لب زد:
_زبان مادری من، فارسی هست جناب!
دستش را ابتدا به سوی آرسین و سپس به سوی تانیا دراز کرد و با آن لبخندی جذاب، ورودشان را به آمریکا خوشامد گفت.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!