پارت دویست و بیست و یک :

صنم عصبی وسط حرف طاهر دوید. طاهری ولی صبوری کرد و آهسته‌تر پرسید:
_ اگه اجازه بده زن اون پسر شه تو ضمانت می‌دی که خوشبخت شه؟
نگاهشان درهم تنید. صنم مکثی کرد و درمانده و ریزریز سرش را تکان داد.
_ نمی‌دونم. من دیگه هیچی نمی‌دونم طاهر. فقط..
_ فقط چی؟
_ فقط درد عشق کشیدم‌و می‌دونم که علاج نداره. توام کشیدی، توام می‌دونی که علاجش سخته.
با التماس نگاهش کرد. ادامه داد:
_

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️