پارت دویست و نوزده :

ثریا دم رفتن سفارش کرده بود. کلی حرف و نصیحت و دلداری که مقاوم باشد و جای غصه خوردن چاره بیاندیشد. اما مگر چاره‌ای هم برایش مانده بود‌. گردن کلفتی که برای خواهرش دندان تیز و درماندگی را به جان پدرش انداخته بود، هزارباره قدرتمندتر از نظام و مکارتر از شهباز بود‌.
و بی‌نوا خواهر قشنگش، بیچاره پدرش، مظلوم مادرش. گویا دنیا تشنه‌ی انتقام گرفتن از آنها بود. انتقام بی‌گناهیشان، بی‌دست و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    رخساره کله خرولی حیف آخرکارش خوب نبود🙏

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!