پارت دویست و شانزده :

چشمش را به روی چهره‌ی خسته و تمام آنچه گذشته را برایش زنده می‌کرد بست. کمی بعد شانه‌ی خاتم کاری شده‌ی مقابل آینه را برداشت و لا‌به‌لای موهایش کشید. از بالا به پایین. نرم و بدون خشونت. خیلی وقت بود که به سفارش طاهر با موهای قشنگش نمی‌جنگید. نوازششان می‌داد و برای شوهرش می‌آراست.
طاهر وارد شد و حین اینکه با پشت پا در اتاق را می‌بست آستین پیراهن سفیدش را بالا زد. مسواک زده و تر و تمیز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • امنه

    1

    واقعا عالی بودممنون بابت پارت زیبا والبته نصیحت های نهفته در همه پارت ها

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!