پارت دویست و نهم :

به دخترک تازه از راه رسیده‌ی معمولی واقعا جای شگفتی و تعجب داشت.
ابروهایش را بالا داد، لب‌هایش را بهم کشید و به سرعت دستش را از زیر چانه برداشت‌. باید با شهاب حرف می‌زد. باید مطلب مهمی را به او می‌گفت. چاره‌ای نبود، این روزها تنها سنگ صبورش او بود و باید تحملش می‌کرد.
تلفن همراهش را به دست گرفت. ابتدا حرف‌هایش را آماده کرد و بعد انگشتش را روی شماره‌ی او کشید.
نگران دریا بود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!