پارت دویست و دوم :

_ اون روزی که محض خاطر دخترت رو زندگی من قمار کردی فکر اینجاشو نکرده بودی.
نگاه شهباز همچنان با او بود. صنم ادامه داد:
_ چاه‌کن همیشه ته چاهه. حقه‌ای که زدی گریبان خودتو گرفت. کو؟ پس چی شد؟ تو که می‌گفتی زورم از نظام بیشتره؟ چی شد پس جلو پسرش کم آوردی؟
_ بر دیوانه حرجی نیست دختر. با نظام می‌شه معامله کرد ولی با پسرش فقط باید کنار اومد.
_ با تباه کردن زندگی من؟
_ با هر چی که ع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!