تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت شصت و دوم :
جعفر آقا به احتمال زیاد بدون اینکه خودش متوجه باشد، داشت خرده شیشه روی میز را نگاه میکرد؛ در واقع هر دو نگاهشان به خرده شیشه دوخته شده بود.
پرسید:
- ارغوان رو خیلی دوست داری نه؟
- خب معلومه.
- نه منطورم اینه که اونو به طور خاصی دوست داری درسته؟ شاید بیشتر از بقیه.
به حالتی قاطع اما با شرمی قابل لمس پاسخ داد:
- آره. فکر میکنم اون دختر استثنایی باشه.
جعفر آقا لبخنØ
لطفا صبر کنید...

اسرا
1🙏⚘