تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و شانزده :
موسیقی ملایمی که با صدای بلند در سالن پخش میشد، پس زمینهی مکالماتی بود که جز دو میز نزدیک، بقیهی آن را نمیشنیدم. دفترم کوچک بود. همه چیزش مختصر و ساده، بدون هیچ اکسسوری یا کاری که نشان بدهد پول زیادی برایش خرج شده است. کاغذ دیواری براق کرم رنگی دیوارها را پوشانده بود و هر چه برای دکور انجام شده بود، کار خودم بود. مثل گلهای کاغذی بسیار بزرگی به رنگهای طلایی و یاسی و کالباسی درست ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰❤️❤️❤️
۲ سال پیشAa
0چقدر قشنگ قدر داشته هاشو ومحبتارو میدونه ممنون نویسنده عزیز🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزید🌺🌺
۲ سال پیشعسل
1عاشقانه های صدرا ودلبریاش عالیند کاش تو زندگی های معمولی هم این طور بود .ممنون بابت قلم زیباتون.
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خیلی تو زندگی معمولی هم همینقدر رفیقن. شاید سختیا و شرایط یه کم سخت کرده کارو، باعث شده احساس اولویتش رو از دست بده.🌺
۲ سال پیشZahra.s
0خیلی خوشحالم
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دلتون همیشه شاد🌺
۲ سال پیشاسرا
0عالیه فاطمه موفقیت۱زن همیشه چالش برای همه درصورتی که نبتیدچالش محسوب بشه۱خانم همیشه موفق توهرکاری که بخوادانجام میده🙏😘💞
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
برقرار باشید. واقعا نمیدونم مرددها راحتتر زندگی میکنن یا خانما. اما قطعا یه سری تحمیلات فرهنگ و جامعه پیشرفت رو برای خانمها سخت میکنه.
۲ سال پیشیانا
8درود خوشحالم برای آوا و آواهای دیگه خانم اضعری عزیز برای دیدگاه قشنگت برای خلق آواها و باورشان ،تبریک میگم❤
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید عزیزم. زمونه یه وقتا به بعضی آدما سخت میگیره ولی حتما یه روزای خوب و خوش هم برای سخت کوشا کنار گذاشته.🥰🥰
۲ سال پیشستاره
4قشنگ تصورش کردم تصویرسازی عالی احسنت 🌷صدراخان چه خوب نقش بازی میکنه مث همیشه عالی😍😍
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهتون عزیزم.🌺
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
0خوب بود 🫠🫠