تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و سیزده :
پوزخند صدادارم خارج از ارادهی من است.
- نگرانی... خیلی نگران منی یک بار این مدت با رضایت میاومدی خونهی بابا اینا. هر وقت اومدی اخم و تخم. هر وقت اومدی اه و پیف. خودم کم بدبختی ندارم که این وسط مدام حواسم باشه چه طوری رفتار کنم که تو داستان نکنی. با این کارت هم طوری از چشمم افتادی که دیگه هر کاری بکنی برام مهم نیست. دیگه برام تموم شدی. اگر از این به بعد هم تحملت میکنم... نه که احترامی ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزمممم🥰🥰
۲ سال پیشرضا
2لطفا متن هرپارت رو یکم بیشتر کنید. قلمرو درشت کردین هرپارت تو ۱۰ تا خط تموم میشه.ممنون میشم اگ پارتها یکم طولانی تر بشه
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
کجاش کوتاهه اخه؟😢
۲ سال پیشالینا
2یعنی خدا وکیلی میایم یه پارت میخونیم همین که میرسیم به اونجایی که باید؛پارت تموم میشه یعنی ضدحالیه که نگو
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
خدایی پارتای این رمان از طولانیترین پارتهای اپلیکیشنه.😐
۲ سال پیشAa
1ممنون زیبا بود🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
👄🥰🥰
۲ سال پیشیانا
0درود اگه صدرا خوبه زودتر برن سر زندگیشون والا
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
من که نظرم مساعده.😁😁😁
۲ سال پیشاسرا
4بعضی ازهمسرهادمدمی مزاج زن مردنداره حالاشخص مقابل چه گناهی داره طلاق بگیره متاسفانه فقط ایران اینطورنیست 🙏😘💞
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زندگی با چنین ادمایی سخته...
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه ❤️
1ممنون بس که پارت ها جذابتر شده اصلا نمی دونم چطوری تموم میشه 👌❤️❤️