پارت دویست و دوازده :

- بسه دیگه! هر دوتون ساکت شین!
با صدای بلند فریادم هم ریحانه، هم آذین هر دو ساکت می‌شوند. یک ساعت است اره می‌دهند و تیشه می‌گیرند و همانطور که موضوع صحبتشان من هستم، صدای دعوایشان هم مغز من را نشانه رفته است. یکی آذین می‌گوید و یکی ریحانه؛ آذین متهم می‌کند و ریحانه توجیه و صدایشان مثل طبل جنگ دقیقا وسط مغز من می‌کوبد.
طوری خشمگینم که حد و حسابی ندارد. دوست دارم من هم پا به پای آذ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    دیدی گفتم دعوا آراد و ریحانه به آوا مربوط میشه😐

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👍دوست نداشتنیه این دختر

    ۸ ماه پیش
  • Zahra.s

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🥰🌺

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    1

    ولی بعضی مردم متاسفانه فکرمیکنن هیچ زنی برای پسرشون خوب نیست وعیب بقیه مردهرچقدرسن بالاباشه بازهم مهم نیست ولی دخترواوایلاست ممنون خانمی😘

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    همه فکر می‌کنن بچه‌ی خودشون از همه سرتره. 😁

    ۲ سال پیش
  • یانا

    1

    یه دفعه من بد جوری زن برادرمو نشوندم سر جاش بقول خانم اصغری گوششو پیچوندم ای جانم برای آوا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🙈🙈چی کار کرده بوده مگه طفلی؟

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    👏💐💐💐

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰🥰🌺

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️