تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و یازده :
نگاه صدرا از چشمهای خندان آوا تا روی کیک درون دستش پایین میآید. کیک کوچکی با روکش شکلاتی و چند شمع باریک روی آن؛ مثل همه چیزهای دیگر این دختر؛ شیک و شاده. دوباره لبخندش جان میگیرد. هرچند دو مزاحم کنار آوا بودند اما حضور خودش برای اوج گرفتن احساساتش کافیست. همایون وقتی میبیند خبری از خوشامدگویی نیست، صدرا را پس میزند و هلن را به سمت جلو میراند تا وارد خانه شوند. نگاه صدرا از رو
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🙏🏻🥰🥰
۲ سال پیشراضیه
3دست مریزاد، قلمت مانا عزیزم
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید بانو🥰🥰
۲ سال پیشAa
2👏🌹🌺🙏
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😊😊😊😊
۲ سال پیشیانا
3درود خوبببببه همین طور پیش بره نزدیکه جشن عروسی🤵👰
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
💃🏼💃🏼💃🏼چی بپوشیم حالا؟😁🥰
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Zahra.s
0عالی