تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و ده :
عکسهایش را برای بار چندم برانداز میکنم. نور کم بالکن چهرهی برنزهاش را تیرهتر نشان داده است و در تاریکی تیشرت سفیدش بیشتر به چشم میآید. صورتش جذاب است و هرچه میگذرد به نظرم جذابتر هم میشود. با این که او در این مدت فرقی نکرده اما حس خوبی که نسبت به او دارم سبب شده که به چشم من مقبولتر به نظر برسد؛ صورتی مردانه و جدی. تقریبا همیشه ته ریش روی صورتش دارد که برازندهاش است. خود
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
متشکرم🥰
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
متشکرم🥰
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
متشکرم🥰
۲ سال پیشسیتا
4خوب شد همایون و هلن اومدن اگه نبودن معلوم نبود صدار چه نقشه های داره 🫠🫠
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😁😁😁نقشههای خوب خوب
۲ سال پیشملیحه
1بالاخره گفت عزیزم
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دلبره دخترم.😁🥰
۲ سال پیشZahra.s
0آخی صدرا
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۲ سال پیشصحرا
6🤣🤣🤣🤣🤣🤣واااای من که اونجا بودم زمینم گاز میزدم واقعا قیافه پنجرش هنوز جلو چشمامه حتی منم با حرکت اوا سورپرایز شدم الهی بچم چه ذوقی کرد و چه برنامه هایی نریخته بود 🤣🤣🤣🤣🤣
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😂😂😂😂😂
۲ سال پیشAa
4چه ضد حالی خورد🤭😂🌺🌹
۲ سال پیشیانا
5درود عجب رو دستی خوردی جناب صدرای سالاری ایننننه😉
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

گل یاس
0رمان قشنگیه