هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت صد و بیست و هفتم :
آرسین از جا پرید.
_تانیا!
این را گفت و به سوی لباسهای رها شدهاش بر روی مبل، جست که لیا به سرعت گفت:
_با اون کاری نداره. میدونه فایلا پیش توا. میدونه اونا رو از طریق دسترسیت به سیستم تانیا برداشتی. من... خب فقط...
آرسین به او چشم دوخت که برای چینش کلمات در کنار هم جان میکند.
_لپتابتو برداشتم آرس. نتونستم چیزی توش پیدا کنم. آخه... آخه من که توی این چیزا سررشتهای ندار

لطفا صبر کنید...

مریم گلی
2عجب نارویی از لیا خورد ،خدا رو شکر که تانیا پذیرفتش ،ممنونم نویسنده جان