ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت دوازده :
چند مشت آب به صورتم میزنم، نیاز دارم از این زیر زمین بیرون بروم و وسط این نخلستان وسیع فریاد بزنم؛ شاید کمی و فقط کمی از التهاب درونم کم شود!
شاید این نخلهای سر به فلک کشیده، به من بگویند کجای کارم اشتباه بوده است؛ نتیجه کدام رفتار من باعث شده که صمیمیترین دوستم مرا اینطور بی رحمانه قضاوت کند!
مثل کوه آتشفشان در حال فوران هستم، دلم میخواهد از این مکان دور شوÙ

لطفا صبر کنید...

لیلی
0چقدرزیبانکات ظریفو به تصویر ذهن میکشی نویسنده ی خوش ذوقی هستی بانو🥰