جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و چهل و یک :
صدای داد جیسون بلند شد:
-درگیر بازیاش نشو، گول نخوری!
اما قبل از این که بهش برسم خیره به من لگدی محکم به صندوق زد و توی هوا پرت شد.
صدای پخش شدن آب خبر از سقوط به اعماق رودخونه رو می داد. مثل وحشیا شدم عقلم رو از دست دادم وقتی بهش رسیدم می خواستم سر و صورتش رو با
مشت و لگد پایین بیارم چند بار محکم به سینش ضربه زدم تا توی اب هولش بدم اما جفت بازوهام رو گرفت و محکم تکونم داد.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
بهار
1نمرده من که می دونم چون نقش اصلی هست
۱ سال پیشپریا
1قبول کن اینو یادت رفته بود عشقم😂
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
نه معلومه که یادم بود(وی انکار میکند) من حافظم ضعیفه مونده بام اشنا شی
۲ سال پیشپریا
1داری میگی شنا بلد نیست ولی چندپارت قبل با جیسون ت استخر شنا میکردن😒😒
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
شنا داریم تا شنا😂
۲ سال پیشFoZoL
0حرفی ندارم 😐💔
۲ سال پیشآیلین
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فاطمه ❤️
1😭😭😭🤧 لطفاً نمیر دخترمون گناه داره چه غم انگیز، امیدوارم زودی برگرده
۲ سال پیشfate
1بنده مث مایکل شوک شدم و واقعا چیییییییی
۲ سال پیشآمینا
0یعنی واقعا مرد؟؟حالا زنگ میزد به مایکل .آتش نشانی جایی ای بابا🥲🥲
۲ سال پیشAlieh
0آخ جرج لعنتی گناه داشت ولی جی جی برمی گرده فک نکنم اریکا رو تنها بزاره🥹🙁 مرسی بابا پارت عزیزم❤️🫶
۲ سال پیشناشناس
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

نهان
1این آهنگ و این پارت 😭💔ولی من میدونم زنده اس چون اریکا با اون ارتفاع زنده موند حالا جیسون شعبده بازمون تو اون جبعه بمیره؟اصلااا من مطمئنم (خدایا فقط این یدونه حدسم درست باشه چون از اول این رمان هرچی حدس زدم بر باد فنا رفت🥺)