قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت صد و سی و یک :
- نه کامل. نفوذی بینمون نبود. تعدادمون کم بود، همه همدیگه رو خوب میشناختیم، مطمئن بودیم کسی از بین خودمون لومون نمیده و حرف بیرون نمیره. فقط فهمیده بودن ما چند نفر زیاد دور هم جمع میشیم. چندتامون رو خواستن و پرسوجو کردن. از قبل فکرش رو کرده بودیم. گفتیم مهمونی دوستانهست، تفریحات مردونه، میگیم و میخندیم، مشروب میخوریم و گپ میزنیم.
- باور کردن؟
پوز
لطفا صبر کنید...
