پارت صد و بیست و هفتم :



سریع برگشتیم و مسیر باریک میان قفسه‌ها را جلو رفتیم. در انتهای آن به حرف ط رسیده بودیم.

وارد ردیف بعدی شدم و اواخر آن حرف قاف را پیدا کردیم.

علی گفت:
- بگردید بچه‌ها، شکر خدا یه حرفی پیدا کرده که تعدادش زیاد نیست. مراقب باشید نظمش به هم نخوره. بهتره کلاً فردا نفهمن کسی اینجا بوده.

مراد گفت:
- سیم خاردارها نشون می‌ده یکی از دیوار رد شده، زحمت بیخود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    چه لحظات سخت ونفس گیری ،برای خوندن هم این دوپارت نفس گیر بود

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    وای چقدر سختی میکشن ، خدا کنه به نتیجه برسن،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    واقعا شرایط سختی دارن

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️