تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت پنجاه و چهارم :
من ربات نیستم:
جعفر آقا بیتوجه به عصبانیت او با لحنی آرام و متین پرسید:
- چی شده مرد؟ چقدر تندی میکنی.
آقای تعمیرکار همانجا وسط مغازه ایستاد و در حالی که از عصبانیت برافروخته شده بود تمام ماجرا برای دوستش تعریف کرد و جملهاش را اینطور به پایان رساند:
- به آدما نباید بیش از حد خوبی کنی جعفر! وقتی بهشون خیلی لطف میکنی نمیتونن ساکت بمونن.
جعفر آقا که توی فکر بود پاسØ
لطفا صبر کنید...

یه ادم
0یا خدا