ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت چهل و چهارم :
بسه شیوا! کی رو مقصر میدونی؟ خان روستاتون رو؟ اون که این همه حمایت کرد از ما؟! اون کسی رو که انقدر کمکمون کرد؟ من میدونم بیگناهی، اما نباید کسی رو مقصر بدونی.
بعد برگشتم سمت پونه. اخم نکردم بهش چون میدونستم چقدر یه خواهر به برادرش عشق داره. اما سمتش رفتم و با جدیت گفتم:
-پونه من این همه جنگیدم برای بی گناهی شیوا! لااقل شما باور کنید. بذارید این همه دردسری که کشیدم حداقل یه
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
الناز
0استایلش سوسوله چون سیبیل نداره اگه سیبیل داشت خودبخود تیپش عوض میشد
۸ ماه پیشزهرا
1هییی شیوا بد رومخه چه جور عذاب وجدانم نداره خوب آزادت کرد لااقل گمشو برو چرا پیله کردی چسبیدی بهش حالامهوا یه خریت دیگه کرد گفت باهم باشین توچه پرروئی که چسبیدی بهش ول نمیکنی 😠#پیشنهادی❤️ 🔥👍
۲ سال پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
🥰🙏🏻
۲ سال پیشم
1چه دفاعی میکنه ازشیوای خائن مارموز....
۲ سال پیشAa
0👏👏👏🌹🌹🌹🌹
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هلیا
0ببنی این خط این نشون ببینین من کی بهتون میگم این شیوای هفت خط تو زرد از آب درمیاد... اخه بگو زنیکه دوتا مادرو کشتی شوهرتو کشتی خیانتتو کردیبا مهوا دیگه چیکار داری الانم که فکر کنم چشمش پندارو گرفته تازه داداشم قاتله بدبخت مونس با این بچه هاش