پارت شصت و دوم :


از دور هامور را دیدم...زیر نور افتاب روی زمین دراز کشیده بود روی انگشتش پروانه کوچکی بود و او به آن پروانه چشم دوخته بود.
ناخداگاه لبخند زدم.
از دور اگر اورا میدیدی همچون قاصدکی بود که با موهای سفیدش به نرمی با نسیم همراه شده بود و گویی موهایش با باد میرقصیدند.
-چرا داری دیدم میزنی؟
نرم خندیدم و به سمتش رفتم.
-گرسنه ات میشه، هیچی نخوردی.
خیره به پروانه بر روی انگشØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ستا

    0

    ولی من هامور رو خیلی دوست دارم اون طعم محبت رو چشید و دیگه نمیتونه مثل قبل به زندگی سرد سازمانی عادت کنه البته تا زمان تبدیلش😭😭💔

    ۲ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    گلبم شکست🥺

    ۱ سال پیش
  • مهدیس

    4

    نهههههههه من لبخند هامور از یادم نمیرهعهععع نههههه چراااا

    ۲ سال پیش
  • Hedi

    1

    😮😭

    ۲ سال پیش
  • فاطمه زهرا

    3

    چه کنیم دیگه هر وقت با یه پارت بخندیم قراره با پارت بعدش که این بود گریه کنیم

    ۲ سال پیش
  • الهه

    1

    وای هامور عزیزم خدایا طوریش نشه

    ۲ سال پیش
  • An

    3

    بدبختی پشت بدبختی 😅😅

    ۲ سال پیش
  • Saniya

    34

    فقط منم که دلم نمی خواد هامور حتی بره پیش ایوار؟دلم می خواد همیشه پیش ویونا و رستاک بمونه

    ۳ سال پیش
  • فریماه

    1

    احساس میکنم یه کاسه ای زیر نیم کاسه هاموه

    ۳ سال پیش
  • باران

    2

    نابودم ....

    ۳ سال پیش
  • یاس

    10

    پارت هدیه ندی با این پارت هدیه دادنت🤣🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • Zahi

    13

    فقط هامور چیزیش نشههه مرجان قربونت تروخدا به هامور رحم کن 😂😭

    ۳ سال پیش
  • ..

    2

    امروزم پارت هدیه بدهههه

    ۳ سال پیش
  • MrMp

    4

    خدایا مرسی مرجان رو آفریدی که پارت هدیه بزاره 🤣🤣 خدایا میشه همین الان جمعه هفته دیگه بشه آخه مرجان میخواد پارت بعدی رو بزار کش الان جمعه بعدی بود🥲 خدایا منو گاو کن مرسی

    ۳ سال پیش
  • Saniya

    6

    وای نه هامورر

    ۳ سال پیش
  • Aram

    5

    بچمو بردنننن بغض...من تا فردا از شدت اورتینک و حرص خوردن میرم تو کما حالا ببیننن

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️