پارت شصت و دوم :

با کمی تامل آب پاکی را روی دستم ریخت. لحن بیانش نه بلند و نه عصبی و نه حتی دلگیر بود، فقط چون طرز بیانش به گونه‌ای بود که با آن آشنا و مأنوس نبودم، برایم کمی عجیب و غیر قابل توصیف احساس می‌شد.
- حنا، من نه از دستت دلخورم، نه عصبیم، و نه حتی ناراحتم. من از اینکه تو بهم از احساست نسبت به فرهاد گفتی عصبی نیستم. حتی به اینم فکر نکن که الان بعد از گذشت این همه سال اینکه تازه منو در جریان این مو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!